أبو علي سينا

53

رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام )

كسانى كه ايشان را بعد از مرگ ، عذاب آخرت باشد . و اگر با اين اعتقاد فاسد ، اخلاق بد دارد حال بعد از مرگ بدترين ، حالها باشد . و نفسى باشد كه مشتاق بود به تحصيل كمال ، و اخلاق نيكو دارد الّا كه تقصير كند و بر آن شوق و نياز مفارقت بدن كند ، حال أو بد بود و أو را نوعي از عذاب آخرت بود ، بعد از مفارقت . و اگر با اين شوق اخلاق بد دارد ، حال أو بتر بود كه بعضي از معقولات تصوّر كرده باشند و استعداد آن يافته كه بعد از مرگ اكمالى أو را تواند بود . امّا اخلاق بد دارد . و « 1 » اين كس را لابد بعد از مفارقت با اين « 2 » هيئات اخلاق بد و وسخ و ضرر آن زايل شود و نوعي از عقوبت بود و اين ، جز بر طريق حكايت و بيان نمىتواند گفت الّا در كتب مبسوط و از سخنان خواجه أبو على و خواجه أبو نصر « 3 » برين دليل است . پس آنچه خواجه اشارت كرد بدان از نماندن اين حلقه و دام و بقاء آن جراحت ، عبارت ازين است در آن جهان . امّا درين جهان اين علايق نفس است و پريدن و قصد كردن ، به كوهها ، شناخت علم هيئت و افلاك باشد و كوهها عبارت از آسمانها است . و آسمان هفتم هشتم را مىخواهد ، چه هفتم هشتم اوّل بود و طيور آن كوهها عبارت از نفوس « 4 » انسان است و آن كثرت و زينت و نزهتگاه در آسمان هشتم ، به نزديك قومى از فلك ثوابت و بروج از آن كواكب است « 5 » و بدان مرغان ، استاد آن صناعت را خواست ، كه راه نمايندگان ، بدين علومند و آنكه گفت : امن نيافتيم بدين كوهها ، به تمامى آن است كه سعادت كلّى در شناختن علم هيئت و رياضى نيست . و آن آثار جراحت كه ازين هيئات بد حاصل آمده باشد بدين استعداد ، برنخيزد و كمترين بايد كه مفارقات را بشناسد « 6 » . و تصوّر حقايق كند تصوّرى راست و

--> ( 1 ) - « واو » مذكور نيست . ( 2 ) - أصل تا اين . ( 3 ) - أصل خواجه نصر . ( 4 ) - ايشان ( 5 ) - أصل كواكب و . ( 6 ) - بشناسد .